لبخند را بریدم...قاب گرفتم... به صورتم آویختم...
حالا با خیال راحت...هروقت دلم گرفت...بغض میکنم
گاهي بايد يک نفر دست به صورتت بزند و نقاب خنده ات را بيندازد ....
آن وقت در آغوشت بگيرد ، يک دل سير گريه کني ...
گريه ات که تمام شد ، در گوشت زمزمه کند :
ديوونه من باهاتم ، ديگه هيچوقت گريه نکن ...!!
نظرات شما عزیزان:
تاريخ : 20 / 9 / 1392نظر بدهید
| 12:15 | نویسنده : nArGeS |